به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 

بنام خدا

اسدالله جعفری

درجهان اسلام حکومت برمبنای سکولاریسم یا آزادی؟

جهان اسلام با چالش بزرگی از مدل حکومت روبرو است واین چالشِ چالش آفرین را در نظریه های حکومتی عالمان دینی ومتشرعان دارای فتوا وروشنفکران دینی دیگر اندیش می یابید.

پرسش های اخیردکتر محسن کدیور از آیت الله العظمی منتظری وپاسخ بی پروایانه وخلاف عرف متشرعین فتوامدار ایشان ونوشته های اخیر دکتر عبدالکریم سروش نمونه ی بسیار روشن از چالش پیش روی جهان اسلام می باشد.

آقای دکتر عبدالکریم سروش علی رغم دلبستگی وسرسپردگیش به آیت الله العظمی منتظری،در اصل مدل حکومت اسلامی ،با آیت الله منتظری اختلاف جدی دارد. چون آیت الله منتظری حکومت اسلامی برمبنای آزادی مدنی برخواسته از فقه اسلامی می خواهد واصل ولایت فقیه را یک اصل اسلامی می داند وبرای اثبات نظریه خود سال ها تدریس نموده و«مبانی فقهی حکومت اسلامی»را فقط وفقط او مبرهن نموده است .

اما دکتر سروش همچنان بر طبل حکومت مبتنی براندیشه های سکولاریسمی می کوبد وتیز حکومت دینی مردم سالار را در اندیشه وتئوری قبول دارد اما در عمل دارای تناقض می خواند و بین حکومت دینی مردم سالار وحکومت برمبنای سکولار رادرعمل قابل جمع نمی داند:

"من در تئوری با حکومت دینی مشکل ندارم اما آنچه که در حقیقت مشکل پیش می آورد، عمل کردن به آن است. بالاخره کمونیست ها و فاشیست ها و لیبرالیست ها هم قدرت را می خواستد برای پیاده کردن کمونیسم و فاشیسم و لیبرالیسم. مشکل این است که آیا راه و کارش را پیدا کردید یا نه، به تناقض های عملی اش اندیشیده اید یا نه؟"

سروش می گوید "به نظر من ممکن است شما که یک حکومت فاشیستی بنا کنید، ممکن است یک حکومت دیکتاتوری بنا کنید، اما یک حکومت دینی نمی توانید بنا کنید، نه اینکه در تئوری نمی توانید فکرش را بکنید، در عمل نمی توانید آن را اجرایش کنید. به دلیل اینکه در عمل با آن در تناقض رو به رو می شوید از جنس همان تناقض هایی که سعدی به آن علاقمند بود. گفته بودم چو بیایی غم دل به تو بگویم/ چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی."

" آنچه که حضرات در پی آن هستند همین حکومت فقهی است. با زور و با استبداد می توان حکومت فقهی بنا کرد ولی ارزشی ندارد چون تبدیل می شود به زد و خورد. همین بستن و گرفتن و سنگسار کردن و بستن مطبوعات و امثال آن. با زور می توان بی ایمانی و بی دینی تولید کرد تا دینداری و ایمان. این همان تناقضی است که در عمل وجود دارد و آقایان از آن غافل اند." Fبه نقل  از سایت بی بی سی

 

جهان اسلام به کدام سو گام برمی دارد؟

حال سؤال این است که جهان اسلام به کدام سو گام برمی دارد؟

البته جهان اسلام تنها ایران نیست که ما بگوییم جهان اسلام به همان سوی گام برمی دارد که آقای احمدی نژاد از آن دم می زند وبزرگ ترین تئوریسین حکومت احمدی نژاد آقای محمدتقی مصباح وانجمن حجتیه از آن دم می زند وبا اقتداربرعملی کردن آن پای می فشرند.

منظورمن از جهان اسلام در این نوشته جهان جغرافیایی نیست بلکه جهان اندیشه وتئوری وعمل توأمان است . پس جهان اسلام مجموعه ی از اندیشه های برخواسته ازاسلام می باشد حال این اندیشه های براساس قرائت شیعه ازاسلام باشد ویاقرائت سنی از متون سنت.

باتوجه به نوشته های اخیر آیت الله منتظری ودکتر عبدالکریم سروش ،در می بابیم که سروش هنوز به حکومت منهای فقه می اندیشد وآیت الله منتظری به حکومت برمبنای فقه اسلامی.

اما آیت الله منتظری حکومت برمبنای قانون اساسی برخواسته از فقه می خواهد واصل ولایت فقیه را به عنوان یک اصل عقلی لازم می داند تا بانظارت ولایت فقیه ،حکومت از مسیر اصلی اسلام خارج نشود.

اما آقای سروش حکومت برخواسته ازفقه را حکومت آزادی کش می پندارد واصل حق نظارت مردم بر حکومت را در حکومت برخواسته از فقه دست نایافنتی می خواند.

این همان چیزی است که چالش می آفریند ومتشرعان را باچالش مردم سالاری عملی روبرو می سازد.

چالشی که درحکومت برخواسته از اندیشه های سکولاریسم اصلا رخ نمی نماید. چون در حکومت برخواسته از اندیشه های سکولار اصل بر تقسیم دنیا وآخرت است وحکومت کارش تدبیر معاش مردم است ودین ونهاد های دینی کارش درست کردن معاد مردم.

البته خواستگاه اصلی سکولاریسم که جهان غرب باشد چنین حکومتی را اقتضا می کرد والبته درمقام عمل هم خوب نتیجه داد وانسان را از بندگی وبردگی خدایان زمینی نجات داد.

اما جهان اسلام وخود اسلام چنین اقتضای را ندارد چون اسلام :

1 – بین دنیا وآخرت جدایی ومباینت عملی قائل نیست.

2 – اسلام هیچ کسی وفردی از روحانیون را نماینده ویژه خدا وجانشین مخصوص خدا ودارای اختیارات فوق دیگر انسان ها نمی داند.

براساس همین اصول است که بزرگان چون آیت الله منتظری حکومت سکولار را قبول ندارد وحکومت اسلامی زیر نظر فقیه جامع الشرایط می خواهد .

اماسؤالی که در برابر اندیشه های آیت الله منتظری قامت می آراید این است که :

اصل ولایت فقیه واختیارات مافوق قانون ولایت فقیه با آزادی های اساسی مردم درتضاد وتصادم واقع می شود وبااین مسئله چه می کنید؟

درحکومت  برمبانی اندیشه های آقای دکتر سروش که حکومت سکولار است این چالش را نداریم ودر حکومت برمبنای اندیشه آیت الله منتظری داریم 

 اما اگر به پاسخ اخیر آیت الله منتظری به دکتر محسن کدیور ودوکتاب «حکومت دینی وحقوق انسان» و«مجازات اسلامی و حقوق بشر» آیت الله منتظری نظری بیندازیم در می یابیم که آیت الله منتظری به ولایت مطلقه فقه معتقد نیست وولایت فقیه را ولایت نظارتی می داند:

‏سوال 1 - تصدى مناصبى كه بر اساس قانون لازم الرعاية - شرط ضمن عقد‏ ‏خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروط به شرايطى الزامى از قبيل‏ ‏عدالت ، امانتدارى ، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است ، پس از‏ ‏سقوط شرايط و احراز مكرر صفات متضاد به نحو شياع و در حد اطمينان‏ ‏قريب به يقين ، چه حكمى دارد؟

‏ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سوال كه شرعا و عقلا در صحت و‏ ‏مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامه جامعه دخيل است خود به خود و‏ ‏بدون حاجت به عزل ، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم‏ ‏نفوذ احكام صادره از سوى آن متولى و متصدى مىگردد، و اما شرايطى غير از آن‏ ‏شرايط كه شرعا و عقلا در صحت و مشروعيت اصل توليت و‏ ‏تصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او‏ ‏متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته و تعهد نموده اند، تخلف از‏ ‏اين گونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مىتوانند متصدى و متولى‏ ‏را به واسطه تخلف از شرط از منصبش عزل نمايند»

دیگر این که آیت الله منتظری آزادی های اساسی مردم را خارج از قلمرو اختیارات  ولایت فقیه می داند وحقوق اساسی انسان ها را حقوق ذاتی غیر قابل سلب از طرف حکومت وولایت فقیه می داند.

برهمین مبنا است که حکومت برخواسته از اندیشه ایشان قانونمدار است وحتا ولایت فقیه هم تابع قانون اساسی برخواسته ازفقیه واندیشه فقیهان می باشد:

ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعا و عقلا توليت و تصدى امر‏ ‏اجتماعى را از دست داده اند، خود به خود از مقام خود معزولند و تصدى آنان‏ ‏هيچ گونه مشروعيتى ندارد; و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب‏ ‏بمانند، مردم بايد عدم مشروعيت و مقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از‏ ‏آن منصب را با رعايت مراتب امربه معروف و نهى ازمنكر و حفظ ترتيب "الاسهل‏ ‏فالاسهل و الانفع فالانفع " و انتخاب مفيدترين و كم هزينه ترين راه ممكن ابراز‏ ‏داشته و بخواهند»

با توجه به آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم:

1 – حکومت سکولار در جهان اسلام اصلا مبنای شرعی وفقهی ندارد.

2 – در حکومت برخواسته از فقه، اصل آزادی انسان ها یک اصل غیر قابل سلب از طرف حکومت است.

3 – ولایت فقه مشروعیت ومقبولیت خودرا از رأی مردم می گیرد.

4 – حکومت اسلامی حکومت مردم سالار نظارتی واسطیه ای است .

5 – جهان اسلام حکومت بر مبنای آزادی می خواهد نه برمبنای سکولاریسم.

البته این نظریه دارای مبانی عقلانی وفقهی است که در اینجا مجال شرح وبسط بیشتر نیست.

 

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد